محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

22

خلاصة الحكمة ( فارسى )

يازدهم : آن كه بايد كه طبيب را كسالت و يا جرئت بر آن ندارد كه در هر انحراف سهلى و سوءِ مزاج خفيفى « 1 » و مرضِ ضعيفى ، متوجّه فصد و مسهل و مقيىء گردد و اين‌ها را عادت و طريق خود سازد و كلّى داند كه در هر وقت و در هر مرض و هر سنّ و هر فصل و هر بلد بايد اين‌ها را به عمل آورد ؛ بلكه حتّى المقدور به تدابير در امر اغذيه و اشربه و ساير سته ضروريه نمايد ؛ اگر از اين امور زايل گرديد و صحّت حاصل شد ، فهو المطلوب و إلّا لا بد متوجّه ادويه شود . و تا با ادويهء مفرده و ضعيفه مقصد حاصل گردد ، به ادويهء قويهء مركّبه نپردازد . و اگر محتاج به ادويهء مركّبه و قويه شود ، پس هر چند تركيب آن كم تر و سهل‌الأخذتر و حدّت آن كم تر باشد بهتر است ؛ يعنى به تدريج از اضعف به اقوى رود . و تا به ملطِّفات و مطفيات خون و صفراء ، تسكين غليان خون و حدّت صفراء شود و تسكين يابند ، متوجّه اخراج خون نگردد . و تا به حجامت و إرسال علق ، رفع احتياج شود - خصوص در امراض مختصّه به اطراف بدن - متوجّه فصد نگردد ؛ مگر در امراض عامّه و شدّت هيجان و غليان خون - كه به سبب كثرت و حدّت صفراء قوّت پذيرد - در آن هنگام ، بنا بر لا بُد « 2 » مجوَّز است و تأخير آن مطلقاً جايز نيست ؛ گو در شب باشد و عين حدّت گرما و سرما . و همچنين استعمال ادويهء قويه و مسهلات و مقيئات و حقنه‌هاى متوسّطه و حادّه ، هر يك به قدر ضرور « 3 » ؛ نه زياده و نه كمتر . دوازدهم : آن كه اقامت و ايستادگى ننمايد بر يك دوا در معالجه تا مدّتى كه مألوف طبيعت گردد و اثر فعل و انفعال آن ضعيف شود ؛ بلكه تبديل و تغيير و زياده و نقصان به حسب اقتضاى احوال و اوقات و تغيرات امزجه مىنموده باشد . و جرئت بر استعمال ادويهء قويه در فصول حارّهء قويّه ننمايد . و در عين شدّت گرما و سرما تجويز فصد و اسهال و ادويهء قويه ننمايد ؛ مگر نزد شدّت ضرورت .

--> ( 1 ) . ب : حقيقى . ( 2 ) . ب : لابديت . ( 3 ) . ب : ضرورت .